تبليغاتX
نابودی ام اس

 

در هفته گذشته بعد از مدتها توانستیم من و احمد عزیز و امید عزیز همدیگر را ببینیم.البته در این مدت چند بار قرارمان کنسل شد چون هر سه گرفتار بودیم اما بالاخره قسمت شد تا ما همدیگر را ببینیم و جای همه سبز بود خیلی خوش گذشت در دامنه کوه ها و بالای قله.

البته جالب بود که آن بالا گاز کشی بود و با وجود اینکه چادر زده بودیم حسابی گرم شدیم هرچند که این جمع حسابی گرم بود.

درست در مهر ماه سال 1368 وقتی به کلاس اول دبیرستان رفتیم با هم آشنا شدیم البته من تازه آشنا شدم و دوستی امید و احمد به مدت ها قبل از این برمی گردد.

در زمان سربازی و در زمان دانشگاه دوستان زیادی داشتم و هنوز هم دارم اما این دوستی ما الان به بیست سال میرسه و چقدر ارزشمند است.

یاد خاطرات گذشته افتادم و دبیرستان دکتر علی شریعتی که یک ساختمان مجزا برای آزمایشگاه در سه طبقه داشت و آنقدر حیاط مدرسه ما بزرگ بود که اداره محترم آموزش و پرورش توانست ساختمان بزرگ خودش را در حیاط مدرسه ما بنا کند و این یکی از نامهربانی های اینها بود.

چه عکس هایی از آن زمان دارم از تمام بچه ها از بچه های ریاضی و تجربی واقعا دوران خوبی بود. یادش بخیر.

به این زودی 20 سال گذشت و انگار غیر قابل باور است. بچه های سال اول دبیرستان و ...

بگذریم برای این دوستانم احترام زیادی قائل هستم برای احمد عزیز که ایده های فکری آن که در ذهن من انقلاب بوجود می آورد و برای امید که هر چی بگم کم گفتم.

همه شما را دوست دارم به قول شاعر:

دوستتون دارم خیلی زیاد

فکر کردن اصلا نمی خواهد

فقط باید....

ببخشید هر چی فکر میکنم یادم نمی آید.

اما این را می دانم که دوستتون دارم و دلیل آن را هم نمی دانم چون دوست داشتن علت نمی خواهد.

همین.

در پناه خداوند مهربان باشید.

 

 

درضمن راجع به عکس بالایی فکر بد نکنید آن گاز است و آن یکی دیگه هم سیخ کباب است

.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 19:52 |

داد درویشی از سر تمهید

سر قلیان خویش را به مرید

گفت که از دوزخ    ای نکو کردار

قدری آتش به روی آن بگذار

بگرفت و ببرد و باز آورد

عقد گوهر ز درج باز آورد

گفت که در دوزخ هر چه گردیدم

درکات جهیم را دیدم

آتش و هیزم و ذغال نبود

اخگری بهر اشتعال نبود

هیچ کس آتشی نمی افروخت

زآتش خویش هر کسی می سوخت.

 

 

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 23:34 |

به اطلاع عموم ملت شریف ایران می رساند به دنبال جنبش اطلاع رسانی در خصوص افشاگری های شرکت های هرمی و پخش برنامه های خوبی در این زمینه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران از منابع موثق خبر می رسد شیادانی که در این زمینه فعالیت می نمایند مجددا در پی این رسوایی ها در صدد توجیه کارهای غیر قانونی خود و قانونی جلوه دادن آن برآمده اند که در این راستا نکات ذیل جهت تنویر افکار عمومی و جلوگیری از فریفته شدن افراد بیشتری توسط این فرصت طلبان اعلام می گردد.

1- در حال حاضر شرکت های ایرانی فعال در زمینه بازاریابی شبکه ای (Network Marketing) که در اداره ثبت شرکت ها به ثبت رسیده اند و دارای آگهی در روزنامه های رسمی (ارگان وابسته به قوه قضاییه می باشند) و آگهی هایی که از طریق پایگاه های اینترنتی روزنامه رسمی ( http://www.rooznamehrasmi.ir) و در صفحات اینترنتی این روزنامه به صورت منقوش به آرم دادگستری قابل رویت است چون تاکنون مقررات و مراکز خاصی در زمینه نظارت و کنترل دقیق و فنی در زمینه ثبت آنها و نحوه شروع و ادامه فعالیت شان وجود نداشته اند و برخی از آنها حتی سابقه ثبت شان به قبل از سال 1380 برمی گردد از مسیر قانونی منحرف شده و فعالیت های هرمی و ناسالم را در پیش گرفته اند بنابراین تاکید می گردد صرف ثبت و آگهی شرکت در ایران دلیل بر قانونی بودن کار این شرکت ها نیست و کار هیچ یک از این شرکت ها مورد تایید قانونی مراجع زیربط قرار نگرفته است.

2- طبق مصوبات اخیر مراجع مسئول در این زمینه مقرر شده است کلیه شرکت هایی که در زمینه بازاریابی شبکه ای و تجارت الکترونیک در حال فعالیت هستند یا قرار است فعالیت نمایند تنها در صورتی اجازه ادامه یا شروع فعالیت را خواهند داشت که تاییدیه رسمی از وزارت بازرگانی مبنی بر سالم بودن شیوه فعالیت شان دریافت نمایند در غیر این صورت حتی اداره ثبت شرکت ها مجاز به ثبت این گونه شرکت ها نخواهند بود .

3- در اطلاعیه بعدی اسامی دقیق فعال ترین شرکت های هرمی به اطلاع عموم ملت شریف ایران خواهد رسید تا انشاا... با همت والای مردم و مسئولین آثار پلید این شرکت ها از چهره کشور زدوده شود.

منبع: روزنامه خراسان 5/8/1388

نظر من: چون این اواخر خیلی فعالیت های جدیدی در این مورد می بینم و احساس میکنم بعضی بعد از اتفاقات قبل هنوز کلاه سرشان می رود لازم دیدم تا این مطلب را در وبلاگم بنویسم.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در شنبه نهم آبان 1388 و ساعت 20:51 |

* در روزنامه ها خواندیم یک راننده 55 ساله گنبدی که از بیکاری طافتش طاق شده بود برای گرفتن وام خودرو به تهران می رود و کلی این در و آن در می زند ولی وقتی به درهای بسته برمی خورد تصمیم می گیرد مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به خود سوزی کند البته خودسوزی این مرد با یک و نیم لیتر بنزین ناکام می ماند و پلیس او را با یک و نیم لیتر بنزین دستگیر میکند.

اما واکنش رسانه ملی و رسانه های بیگانه نسبت به این خبر:

افکار عمومی امروز: ( معتاد مجرم است یا بیمار؟! خودسوز مجرم است یا گرفتار؟! )

اخبار تلوزیون ایران- امشب: ( این مرد معتاد و بیمار روانی بوده است!)

اخبار تلوزیون خارجی - امشب: ( شنیده ها حاکی است این مرد به یک نتیجه معترض بوده است!)

اخبار داخلی فردا: (این فرد یک هنرپیشه ناشناخته تئاتر بوده است)

اخبار خارجی فردا:(او در یک حادثه کشته شد و مراسم سالگردش دیروز برگزار گردیده است)

اخبار داخلی پس فردا:(اصلا چنین اسمی وجود خارجی ندارد - فقط یک نفر با این مشخصات هست که او هم در روستای شاخدولاخ تپه در حومه چلغوز آباد سفلی زندگی میکرده است!)

اخبار خارجی پس فردا:(این مقتول طرفدار ک . م . م بوده است)(کوچکترین مقسوم علیه مشترک) بوده است.

اخبار داخلی پسون فردا:( این فیلم کلا ساختگی بوده است!)

افکار عمومی یک ماه بعد : ( هیچ کس چنین حادثه ای را به یاد ندارد!)

منبع: هفته نامه جیم- روزنامه خراسان - 30/7/1388

این متن کاملا نوشته نشده و قسمت هایی از آن حذف شده است.

اما نظر من :

این مقاله روزنامه خیلی زیبا دوپهلو نوشته شده و تغییر ماهرانه خبر و گمراه کردن اذهان چه در رسانه داخلی و چه در رسانه خارجی هر کدام به نفع خود کاملا واضح به تصویر کشیده شده است و جالب اینکه در هر دو گزینه یعنی رسانه داخل و رسانه خارج اصل خبر نه تنها بیان نمیشه بلکه هزار تا تفسیر و تغییر در آن داده می شود تا هر دو طرف قضیه را یک جورایی به نفع خودشون تمام کنند و این یک فاجعه است چون الان به عقیده من هر دو رسانه چه داخل و چه خارج غیر قابل اعتماد شده اند و هر کدام به نفع خود ماهی می گیرند.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در دوشنبه چهارم آبان 1388 و ساعت 22:39 |

سلام

امروز یک اتفاق عجیبی برای من افتاد که می خواستم از شما سوال کنم آیا شما تا به حال اینطوری شدید یا نه؟

جریان از این قرار بود که توی شرکت تنها بودم از پشت میزم بلند شدم تا برم یک چیزی را از یک جای دیگه بردارم توی این فاصله که شاید پنج قدم نرفته بودم که ناگهان احساس کردم پاهام دارد ضعیف می شود و این اتفاق چنان سریع بود که اصلا انگار دیگه پاهام حس نداشت و افتادم اصلا نمی توانستم از جام بلند بشم چون انگار اصلا پایی نبود!!! خیلی ترسیدم با دستهام نیم خیز شدم و نصف بدنم را از زمین بلند کردم یعنی نشستم که ناگهان احساس کردم همه چیز دارد دور سرم می چرخد دیگه داشت گریه ام می گرفت دست کردم موبایلم را از کیف کمری ام برداشتم خواستم تلفن کنم که احساس کردم حالت تهوع عجیبی دارم با خودم فکر کردم که یک مقدار صبر کنم بعد تلفن کنم چون اگر زنگ بزنم و با این حالت تهوع نتونم صحبت کنم شدیدا همه را نگران میکنم دست به دعا برداشتم گفتم خدایا من دوست ندارم اینطوری باشم خودت کمکم کن.

این بود که گفتم تا یکی برسه شاید بهتر بشم اما خیلی ترسیده بودم و دروغ نگم گریه کردم اینکه نمی تونستم از زمین بلند بشم به دلیل کم جونی پاهام و به دلیل عدم تعادل.

نمی دانم چقدر طول کشید شاید پنج دقیقه اما آرام آرام همه چیز به حالت اول برگشت البته اول حالت تهوع بعد سر گیجه و بعد هم پاهام.

تا به حال این حس را نداشتم تا به حال پاهام را اینقدر بی جون و ضعیف حس نکرده بودم آنقدر ضعیف که زورم نمی رسید آنها را حرکت بدم .

امشب تصمیم گرفتم این مساله را در وبلاگم بنویسم تا اگربرای دیگران هم شبیه این اتفاق افتاده به من هم بگید آیا تا به حال شده شما اینطوری بشید؟

فقط می دانم تا به حال تمام حمله های ام اس من در عرض چند روز اتفاق افتاده یعنی حمله اول در مدت سه روز کامل شد و یواش یواش دیدم را از دست دادم. حمله آخر هم که قبلا نوشتم چند روز طول کشید و علائم آن مرتب زیاد می شد اما تا به حال اینطوری به عرض چند ثانیه نشده بودم و این خیلی من را نگران کرده خواهش میکنم اگر در این زمینه اطلاعاتی دارید به من کمک کنید.

ضمنا الان حالم خوب است اما پاهام بسیار حالت ضعف دارد.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 23:58 |

موضوع تبدیل ودایع مشترکین به سهام یکی از موضوعاتی بود که قبل از خصوصی شدن مخابرات مدتی مورد توجه رسانه ها و مدیران مرتبط بود با این توضیح که بخش عظیمی از سرمایه مخابرات ودایع مشترکین بود که به امانت نزد شرکت قرار داشت.

در هنگام حسابرسی های مربوط به ورود مخابرات به بورس مقرر شد تا تکلیف این سرمایه مشخص شود اما با اتمام معامله خصوصی شدن مخابرات این موضوع با ابهامات جدی تری روبرو شده است و به نظر می رسد که عملا چنین اتفاقی نیافتد.

منبع: بایت - هفته نامه فن آوری و اطلاعات - ضمیمه روزنامه خراسان -

۲۳/۷/۱۳۸۸

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 23:52 |

فارس - امام جمعه جاسک گفت: به دلیل باورهای غلط مردم این منطقه در این شهرستان هیچ غسالخانه ای وجود ندارد. حجت الاسلام والمسلمین محمد صداقت در جلسه شورای فرهنگ عمومی این شهرستان که با دستور کار نقش خانواده ها در فرهنگ و غسل دادن میت در غسالخانه ها در دفتر امام جمعه برگزار شد بیان کرد: مردم این شهرستان چه شیعه و چه سنی میت خود را در منزل غسل می دهند و هیچ جای مناسبی در راستای غسل دهی میت در سطح شهر و روستاهای شهرستان وجود ندارد.

منبع: روزنامه خراسان 25/7/1388

نظر من:

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 20:41 |

(انسولین ) داروی مخصوص درمان دیابت که در سال 1920 در کانادا ابداع شد .

(پنی سیلین) اولین آنتی بیوتیک جهان که در سال 1928 در انگلستان ابداع شد و بدون حضور آن حدود 75 درصد جمعیت کنونی جهان در اثر بیماری های عفونی از بین می رفتند .

 (واکسن آبله ) ابداع دانشمند انگلیسی در سال 1876 که به عنوان اولین واکسن جهان نیز شناخته می شود. این دارو باعث ریشه کن شدن بیماری آبله در جهان شد.

( مرفین) که در سال 1804 به عنوان یکی از قدرتمندترین مسکن ها همچنان مورد استفاده قرار می گیرد از دیگر داروهای مهم جهان به شمار می رود.

(سالوارسن) نیز داروی دیگری است که در سال 1909 در آلمان و به منظور درمان بیماری سفلیس ابداع شده است.

(آسپرین ) تولید شده در سال 1853 توسط دانشمندان آلمانی نیز به عنوان اولین داروی جهان شناخته می شود که برای درمان بیماری های ساده و دردهای جزئی از گذشته تاکنون به صورت رایجی استفاده شده است. در حال حاضر سالانه 40 هزار تن ( تن هزار کیلویی) در جهان مورد استفاده قرار می گیرد .

 (تورازین) به عنوان اولین داروی اختلالات روانی که توسط فرانسوی ها در سال 1951 ابداع شده است به عنوان بزرگترین دستاورد درمان بیماری های روانی در جهان شناخته می شود.

 (قرص ضد بارداری) تولید شده در سال 1957 در آمریکا .

 (اتر) اولین داری بیهوشی جهان در سال 1846 در آمریکا تولید شده است نیز از داروهای مشهور و پر استفاده در جهان به شمار می رود.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 15:49 |

وقتی کسری هتوز کلاس اول بود یک روز تصمیم گرفتم سربه سرش بگذارم این بود که یاد یک جوکی افتادم ( یک نفر با خرش می رفته مدرسه اما بعد از یک مدت دیگه خرش نمی آمده چون خره با سواد شده بوده اما اون هنوز نه)

این بود که گفتم کسری یک معما دارم برات اگر این را حل کنی یک جایزه خوب داری که بعد از شنیدن این که چه جایزه ای باید براش خریده بشه برق را تو چشم هاش دیدم به این نتیجه رسیدم که احتمالا تلاش زیادی خواهد کرد خلاصه معما این طور طرح شد که ( یک بچه با خرش می رفته مدرسه اما بعد از یک مدت دیگه خرش نمی آمده حالا فکر کن ببین برای چی خرش نمی آمده؟

خلاصه شروع کرد به گفتن آی گفت و گفت که دیگه داشتم کچل می شدم خلاصه گفتم بابا من به خدا خوابم می آید شما هر چی که فکر میکنی درسته روی یک کاغذ بنویس من بیدار شدم اگر جواب درست بود امشب جایزه را خواهی گرفت.

عکس بالا یکی از چندین صفحه ای بود که نوشته بود اما همه گزینه های آن را نمی نویسم که خیلی زیاد میشه:

1- خره دیگه دوستش نداشته.

2- پسره زده توی دهنش.

3- رفتن ماشین خریدن. البته این گزینه به نسبت منطقی بود.

4- دیگه مامانش می برده. البته لازم به تذکر است که ماندانا خانم نسبت به این گزینه مراتب اعتراض خودشون را عنوان کردن که من هم تایید کردم و گفتم شما درست می فرمایید .

5- یک بچه زاییدن خره به بچه بازی می کرده.

6-زن گرفته خره. این هم گزینه منطقی بود و من گفتم عجب خری بوده که این کار را کرده که این مورد هم مورد اعتراض ماندانا خانم قرار گرفت البته با خشونت بیشتر.

7- خره توی مدرسه دوستی نداشته باهاش بازی کنه.

8- وقتی می خواستند جایی بروند خره را نمی بردند.

خلاصه اگر بخواهم بنویسم خیلی میشه اما گزینه آخر این بود ( آرزو میکنم درست باشد).

اینجا فکر کنم ماندانا خانم حس مادرانه اش گل کرده و جواب را در غیاب من بهش گفته چون درست بعد از این جمله عبارت درست نوشته شده بود و من هم دیگه دنبالش را نگرفتم که این جواب نهایی را از کجا آوردی چون هم آرزوی کسری بود و هم خواست ماندانا و این شد که جایزه هم گرفته شد تا من باشم دیگه با پیشنهادات عجیب خودم را توی دردسر نیاندازم.

دوستتون دارم 1000 تا.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت 6:52 |

هفته ای که گذشت هفته ای تاریخی و به یاد ماندنی برای بورس بود.

همان طور که اعلام شده بود قرار بود شرکت مخابرات در راستای اجرای سیاست های کلی اصل 44 با فروش در بورس خصوصی سازس شود . طبق قرار قبلی قرار بود 50 درصد به علاوه یک سهم از این شرکت به فروش رسد.

این تصمیم اتفاق افتاد ولی با حواشی بسیاری همراه بود.

موضوع واگذاری این شرکت تا حدی جنجالی بود که در تالارهای گفتگو هم به آن پرداخته شده بود.

در واقع اصل این جنجال مرتبط با شرکت خریداری کننده این سهام بود.

طبق اخبار منتشر شده تنها دو شرکت مهر اقتصاد و اعتماد مبین در این مزایده شرکت داشتند که این نکته خود چندین نقطه مبهم دارد در انتهای این مزایده هم گروه اعتماد مبین برنده این مزایده بزرگ شد.

همه اخبار و اظهار نظرها به همین جا ختم نشد و اتفاقا اصل گلایه ها و اعتراضات گسترش یافت.

یقینا می توان گفت که کلیه اعتراضات و گلایه ها بر این نکته استوار بود که اگر هدف از واگذاری این شرکت خصوصی سازی بوده است چرا اکنون مالک اصلی آن شرکتی وابسته به سپاه است؟ همچنین نکته قابل توجه دیگر آن است که نه تنها دو شرکت حاضر در مزایده وابسته به سپاه و بسیج بودند بلکه فروش سهام به شکلی تنظیم شده بود که شرکت های دیگر از توان برای حضور در این مزایده برخوردار نباشند.

منبع: بایت - هفته نامه فن آوری و اطلاعات - ضمیمه روزنامه خراسان

۱۵/۷/۱۳۸۸

نظر من: آنچه که پیدا است برای خصوصی سازی خیلی شرکت ها در بورس حتی آگهی تلوزیونی میشد.

+ نوشته شده توسط سعید میرزایی در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 22:34 |